یادداشتهای قاسم بهرامیان

یادداشتهای قاسم بهرامیان
دنبال کنندگان ۲ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

کانال شخصی در تلگرام

ارتباط با مدیر وبلاگ در تلگرام

صفحه در اینستاگرام

آخرین نظرات
پیوندها
بایگانی

ما، احمدی‏نژاد، جبهه پایداری و دکتر الهام

سه شنبه, ۲۷ فروردين ۱۳۹۲، ۰۱:۰۹ ب.ظ

یادداشتی از محمدمهدی تهرانی که منطق و کلیت و نتیجه آن را قبول دارم و تمام دیدگاه فعلی بنده در قضایای انتخابات است:


ما، احمدی‏نژاد، جبهه پایداری و دکتر الهام

دیرگاهی است به این وضعیت عادت کرده‎ام. وقتی احمدی‏نژاد یا مشایی را نقد می‏کنم گروهی ناسزا می‏گویند، وقتی از نقد جبهه پایداری می‏نویسم گروهی دیگر متهمم می‏کنند و به همین ترتیب وقتی از ضرورت مراعات انصاف درخصوص کسی می‏نویسم جمعی دیگر احساس وظیفه می‏کنند که به جای نقد ماقال، من‏قال را مورد ملاطفت قرار دهند.

جماعت در همان دوقطبی میرحسین و احمدی‏نژاد مانده‏اند. گمان می‏کنند همواره باید از یک طرف مطلق دفاع کرد و طرف دیگر را مطلق تکفیر و لجن‏مال کرد. فکر می‏کنند همیشه یکی سیاهِ سیاه است و یکی سفیدِ سفید. فکر می‏کنند اگر نقدی به احمدی‏نژاد یا مشایی دارم دعوایم دعوای شخصی است و کس دیگری را می‏خواهم اثبات کنم و نیز فکر می‏کنند اگر می‏گویم جبهه پایداری قابل نقد است موضعی سیاسی را پیش‏فرض گرفته‏ام و می‏خواهم کس دیگری از این میانه اثبات شود. این وضعیت سیاست‏زده امروز ماست. ما می‏خواهیم این وضعیت را با جسارت تمام به هم بزنیم.

حقیر به شخصه از این فضای سیاست‏زده خسته شده‏ام. بالواقع اگر کسی روزی این را برایم اثبات کند که تو هیچ وظیفه‏ای در عرصه سیاسی نداری قطعا سجده شکر به جا می‏آورم و تمام وقت به حوزه‏های مورد علاقه مطالعاتی‏ام نظیر فلسفه علم و حکمت و اقتصاد و علوم انسانی و فقه و... می‏رسم. ما سیاسی‏کار نیستیم و هیچ‏گاه اظهارنظرهای سیاسی‏مان نیز برای کسب منفعتی یا سهمی نبوده است. آن‏گاه که احساس وظیفه کردیم همان چیزی که واقعاً قبول داشتیم و برایش بین خودمان و خدا حجت و استدلال داشتیم نوشتیم، پایش ایستادیم و از آن دفاع کردیم و هزینه‏اش را هم دادیم.

در برخی موضوعات ما از زاویه نگاه معرفت‏شناختی(!) یعنی در همان گام اول با بر برخی دوستان اختلاف‏نظر داریم. ما معتقدیم اخبار شبه‏امنیتی قابل استناد و اتکاء نیست. این اخبار نه بصیرت می‏آورد و نه حجت به دست می‏دهد. معتقدیم برخی دوستان با نگرش جنگ روانی در فضای سیاسی کشور مشغول جعل خبر بوده و هستند. ما تفکر امنیتی و نگاه تهدیدمحور در خصوص مسائل کشور و مسائل سیاسی را از اساس و بنیان قبول نداریم. از نگاه ما اخبار شبه‏امنیتی دروغ است مگر آنکه خلاف آن ثابت شود و حجت‏ها و بیّنه‏های دیگری از راه برسد. ما معتقدیم رهبر انقلاب نیز از ما خواسته‏اند آنچه هست را بگوییم و اتکاءمان به اخبار آشکار باشد. از این زاویه نگاه ما نسبت به رسانه‏هایی چون سایت خبری مشرق بی‏اعتمادیم و اخبار پشت‏پرده این دوستان و دوستان نزدیک به این دوستان را قابل استناد نمی‏دانیم چه این اخبار درباره اصلاح‏طلبان باشد، چه احمدی‏نژاد چه جبهه پایداری چه هر گروه و جریان دیگر. اساساً رسانه‏هایی مثل نسیم و فارس و... و چهره‏هایی چون زاکانی و عباس توانگر و سراج و... در انتخابات مجلس نشان دادند چقدر اخلاق‏مدارند و واقعا چقدر اصولگرا هستند و ما خوشحالیم که در این انتخابات برای دوستانمان در جبهه پایداری چهره واقعی این افراد روشن شد.

در مورد احمدی‏نژاد وقتی مقام‏معظم‏رهبری قم رفتند و در جمع اعضای جامعه مدرسین سخن گفتند، در میان انتقاداتی که وجود داشت جملاتی کلیدی بر زبان آوردند که این جملات در واقع همان مبنای ماست. ایشان فرمودند:«مراقب باشند که یک جهت گیری عامی برای زمین زدن دولتی که حالا نسبت به شعارهای انقلاب وفادار است، نسبت به رهبری اظهار اطاعت می کند و چه و چه، ایجاد نشود، به آن حرکت کمک نشود. عرض ما این است. یک جوری نصیحت کنید که آن کسانی که قصد ریشه کنی دارند، نتوانند استفاده کنند ولی خوب نصیحت کنید، پیغام بدهید، کاغذ بنویسید، اگر یک جایی واقعا دیدید ضرورت دارد، اعلام هم بشود. اعلام عمومی در مواقع ضروری ایرادی ندارد، اما باید مراقبت بشود، این جور نیست که حالا انسان هر اعتراضی دارد مصلحت باشد که این را علنی و عمومی کند.»

ما معتقدیم برخی برخوردها با دولت صحیح نبود. کینه‏توزانه و غیرمنصفانه بود یا حداقل اینکه روش برخورد روش صحیحی نبود. معتقدیم حتی برخی اخبار در خصوص آقای مشایی کذب بود و این اخبار جعلی امروز به عنوان سند مظلومیت در دست آقای مشایی است و او می‏تواند همین اخبار را برای اثبات خود فهرست کند. ما معتقدیم برخوردهای غلط با خاتمی بود که دوم خرداد را به وجود آورد. ما معتقدیم مخالفت با یک فرد حجتی برای استفاده از هر ابزاری برای لجن‏مال کردن و کنار زدن او فراهم نمی‏آورد. ما معتقد به عقلانیتیم. معتقد به بحث عالمانه و عاقلانه‏ایم.

عباراتی از آقای رهدار دیدم این عبارات مورد توجه ماست:«اصلاً گیرم که آقای مشایی، انسان منحرفی بود؛ اصلاً باشد همان انسان منحرفی که این‌ها دارند، می‌گویند؛ این یک مسئله است و مسئله برخورد حوزه با این جریان یک مسئله دیگر است. به نظرم برخورد جریان اصولگرا و جریان اصولگرای حوزه با این جریان، یک برخورد غلط بود. برخورد حوزه با این جریان، نشان از آن‌‌ هاضمه تنگ فرهنگی حوزه داشت. حوزه اسلوب امام صادقی(ع) دارد که طبق آن ملحد می‌آمد و مقابلش می‌نشست و امام صادق(ع) او را به مجلس خودش می‌پذیرفت. با او بحث می‌کرد و جهتش می‌داد و هدایتش می‌کرد و در او تصرف می‌کرد؛ این اسلوب را حوزه انتخاب نکرد. ما مدعی انقلاب هستیم و این مهم است ما خودمان را فرزند انقلاب و محصول آن می‌دانیم. گیرم که این بابا آدم منحرفی است و رفته در نقطه ثقل ساحت اجرای کشور همه کشیدیم خودمان را کنار که ما با ایشان زیر یک سقف نمی‌رویم. جریان انحرافی هم که همین را می‌خواست. همین را می‌خواست که ما در نقطه ثقل نرویم و در حاشیه باشیم. کسی که داعیه انقلاب دارد این طور عمل نمی‌کند.» حقیر همان زمان هم از جریان انحراف و انحراف در نقد جریان انحرافی سخن گفتم.

حجت الاسلام و المسلمین رهدار همچنین می‏گوید:«این همه این طرف در جبهه اصولگرایی و در حوزه سرمایه‌گذاری کردیم، این همه حرف زده شد و حتی کار به اینجا رسید که به ایشان نسبت سحر و جادو بدهیم. آن هم چه زمانی؟ زمانی که کنار گوش ما جریان بیداری اسلامی آن طرف دارد صورت می‌گیرد؛ دهانه آن جریان باز شده و بیش از هر جای دیگر ما مظروف برای آن ظرف داشتیم. درست در آن شرایط انگار ما به دست خودمان به دنیا داریم می‌گوییم به کل جهان اسلای انقلابی می‌گوییم، چرا منتظر ما هستید؟ ما خودمان مملکت‌مان را داریم با سحر و جادو داریم مدیریت می‌کنیم واقعاً این کار باید می‌کردیم؟»

ما معتقدیم با احمدی‏نژاد می‏شد به گونه‏ای دیگر نیز برخورد کرد، مسائل را مدیریت کرد و از آسیب‏ها کاست. البته همان‏طور که آقای نبویان هم در مصاحبه اخیرشان فرمودند مقصود آیت‏الله مصباح یزدی از به کار بردن واژه فراماسونری درخصوص این دولت این نبود که مثلا مشایی یا احمدی‏نژاد وابستگی تشکیلاتی به دستگاه فراماسونری دارند و فراماسونر هستند. بلکه مقصود نقد فکری بود بدین معنا که مبادا به سمت همان شعارهای برادری و برابری و... که به اصطلاح شعارهای انسان‏دوستانه جریان فراماسونری است برویم و از التزام و اعتقاد راسخ به دین فاصله بگیریم و کم‏کم به فضایی نزدیک شویم که با اباحه‏گری تنه‏به‏تنه جریان اصلاحات بزند. بنده به شخصه معتقدم این نگرانی، نگرانی صحیحی بوده و هست اما متأسفانه آنچه رقم خورد طرح استدلالی این نگرانی در فضای رسانه‏ای نبود بلکه عملا با فرمایشات آیت‏الله مصباح نیز رسانه‏ای برخورد شد و همین بیان آیت‏الله مصباح دلیلی بر هجمه‏های غیراخلاقی به دولت و مشایی شد. ما با این برخوردها مخالفیم. این برخوردها برای خاتمی در دوم خرداد یار جمع کرد و امروز برای مشایی حامی جمع کرده است. ما قائل به نقد و بحث عالمانه و البته صریح با حفظ حرمت‏ها هستیم. معتقدیم با آزاداندیشی سیاسی بسیاری از مشکلات حل می‏شود و نیازی نیست کسی که به او نقد داریم را در همان گام نخست ملحد و کافر کنیم. با تفکرات و مشی و منش امثال پیام‏فضلی‏نژاد یا همان منش کیهانی هم نسبتی نداریم.

ما برخورد مقابل برخی حامیان مشایی و حامیان دولت در مواجهه با شخصیتی مثل علامه مصباح یزدی و حاج‏منصور ارضی را قبول نداریم. دفاع غیرمنطقی برخی حامیان مشایی از عناوینی نظیر مکتب ایرانی که رهبرانقلاب صریحاً درخصوص آن اظهارنظر کردند را قبول نداریم. ما با تعصب بی‏جا مخالفیم. معتقدیم هرکس بگوید احمدی‏نژاد بدون نقص و عیب است و هیچ نقطه ضعف و اشکالی نداشته است، خلاف عقلانیت سخن گفته است. البته خرسندیم از اینکه بعد از فرمایشات اخیر رهبرانقلاب در این خصوص که رئیس‏جمهور بعدی باید امتیازات این دولت را داشته باشد و نقاط ضعف آن را نداشته باشد حتی شبکه ایران نیز در کنار نقاط قوت رئیس‏جمهور و دولت برخی نقاط ضعف را نیز فهرست کرد. ما به این می‏گوییم حرکت به سمت عقلانیت. ما معتقدیم بیان راهبردی رهبر انقلاب مسیر را به سمت عقلانیت هموار کرد و به آن نگاهی که ما داشتیم فرصت و مجال عرض‏اندام داد.

شخص رهبرانقلاب درخصوص مکتب ایرانی و دوستی با مردم اسرائیل و... اظهارنظر کردند. در چنین شرایطی دفاع کورکورانه و متعصبانه از حرف غلط و تئوریزه کردن آن پذیرفته نیست. در مقابل نیز البته ایشان تبدیل کردن مردم اسرائیل به مسئله اصلی کشور را مورد نقد قرار دادند و این نشان داد خیلی از افراد از جمله صدا‏و‏سیما در آن ماجرا اشتباه عمل کردند.

ما معتقدیم باید نقاط قوت و ضعف دولت و احمدی‏نژاد را شناخت. معتقدیم مرجع اخذ ایدئولوژی و مسیر راه باید رهبرانقلاب باشد. معتقدیم ما نباید در احمدی‏نژاد متوقف شویم و در عین حال معتقدیم برای بالا رفتن از پله نبردبان نیازی نیست حتما پله قبل را بشکنیم. تدبیر رهبری در خصوص مواجهه با این دولت و شخص احمدی‏نژاد نیز همین بوده و هست. ما معتقدیم بنی‏صدر تراشی برای انقلاب خیانت به نظام و انقلاب است. در عین اینکه ممکن است انتقاداتی به احمدی‏نژاد داشته باشیم که قطعا هم داریم. اما اینکه به هر ظرفیتی در دولت یک برچسب ارتداد و انحراف و... بزنیم یک منش غلط و غیرعقلانی است. ما معتقدیم باید روند برخورد با دولت‏ها تغییر کند. معتقدیم رئیس‏جمهور آینده باید کسی باشد که بتواند از همه ظرفیت‏های انقلابی با حفظ اصول و مسیر راهی که رهبرانقلاب نشان می‏دهند استفاده کند.

درخصوص جبهه پایداری نیز ما قائل به همین قضاوت منصفانه‏ایم. ما نباید از گروهی دفاع مطلق کنیم که مطلق نیست. برخی دوستان این جبهه نیز قبول دارند بین وضعیت کنونی جبهه پایداری و وضعیت آرمانی آن فاصله است. جبهه پایداری هم واجد نقص‏هایی است که مهمترین آن فاصله گرفتن از اهداف و افق گفتمانی و محدود شدن در دعواهای سیاسی و بسنده کردن به بحث ولایتمداری است. به شخصه در شرایط کنونی تضعیف جبهه پایداری را خلاف عقلانیت می‏دانم. اما به نوبه خودم انتقاداتی دارم که به صورت داخلی گفته‏ام و البته این گفتن‏ها هم سودی نبخشیده. در مقاله قبلی در همین حد نوشتم که جبهه پایداری یک جریان آرمانی ایده‏آل نیست. این بدین معنی که حقیر مخالف جبهه پایداری هستم یا بسیاری از بزرگواران مخلص این جریان را قبول ندارم نیست. حقیر برخوردهایی که بعضا در این چند وقت با آقای لنکرانی از سوی جریان‏های مختلف شده است را نیز خلاف اخلاق و تقوا می‏دانم. ایشان یک شخصیت انقلابی، دلسوز، باتقوا و پاک است. برخوردهای سخیف امثال سایت فردا و... با ایشان هم بیش از همه بانیانِ بی‏منطق این سایت را در نظر مخاطبانشان رسوا خواهد کرد. برخوردهای برخی حامیان دولت با چهره‏هایی چون سعید جلیلی و لنکرانی را نیز به هیچ وجه نمی‏پذیریم. اینکه برای دفاع از کسی یا گروهی افراد دیگر را به هر بهانه تخریب و لجن‏مال کنیم، خلاف تقوا و عدالت است.

در خصوص مسائل مختلف به نظر می‏رسد حقیر و عزیزانی مثل استاد طاهرزاده، دکتر الهام، حجت الاسلام و المسلمین رهدار، وحید یامین‏پور، حاج آقای جعفری، برخی دوستان فرهنگستان علوم اسلامی و دوستانی نظیر آقای درویش، ذاکری، یلماز و... دارای نقطه‏نظرات نزدیکی هستیم. اگر چه ممکن است در مواردی اختلاف‏نظرهایی نیز باشد. این فهرست البته قطعا گسترده‏تر از اینهاست.

دکتر غلامحسین الهامدر طول این سال‏ها حقیر بیشترین قرابت تحلیلی را در موضوعات مختلف و پیشامدهای مختلف با دکتر الهام داشتم. فکر می‏کنم نگاه ایشان در خصوص مسائل مختلف عقلایی‏تر بود. معتقدم در شرایطی که آقای سعید جلیلی هم نیامدنشان قطعی شده است دکتر الهام می‏توانند ظرفیت‏ها را تجمیع کنند. الهام چند ویژگی دارد که قابل ارج است. آن معیاری که رهبرانقلاب در خصوص واجد بودن امتیازات احمدی‏نژاد بیان فرمودند را دکتر الهام به تمام معنا دارد. او یک سوم‏تیری تمام عیار است که از اول نیز همراه و همگام این جریان بوده است. الهام یک چهره گفتمانی است و ادبیاتش نیز ادبیاتی گفتمانی و نه‏صرفا سیاسی است.

ویژگی دیگر الهام جسارت و شهامت اوست که این ویژگی او را ممتاز می‏کند. او جسارت تحول دارد. اگر به جمع‏بندی برسد که کاری باید انجام شود، یعنی مثلاً جریانات انقلابی به او بگویند جایی نقصی هست و باید برطرف شود، او نیز مثل احمدی‏نژاد آمادگی تحولات انقلابی و هزینه دادن برای این تحولات را دارد. جسور و شجاع است. حضور در دولت و قوه‏قضائیه و شورای نگهبان را تجربه کرده است. حقوق‏دان و یک چهره علوم انسانی است. ضعف‏ها و کاستی‏های دولت را می‏شناسد و به نقدهایی که تا کنون به دولت وارد بوده مثل بحث ایرانیت و اسلامیت واقف است. مثل احمدی‏نژاد ساده‏زیست است. منزل ایشان سمت میدان آزادی و برخی ایام هم محل روضه و عزاداری است. انسانی پاک و مخلص و باتقواست. کوچکترین شائبه‏ای مبنی بر تفکرات انحرافی و انحرافاتی که در خصوص مشایی مطرح است در ایشان وجود ندارد. ایشان حتی در مقابل برخی هجمه‏ها به آیت‏الله مصباح و حاج منصور ارضی نیز در همان مقاطع موضع داشته‏اند. انسانی ولایتمدار و انقلابی است. ادبیات مردمی و نخبگانی را همزمان داراست. به مفاهیم تمدنی و مطالبات اخیر رهبرانقلاب آشناست.

حقیر معتقدم حضور ایشان در عرصه انتخابات می‏تواند ظرفیت‏های اجرایی و گفتمانی جریان سوم‏تیر را تجمیع کند و جریان چهارمی با مختصاتی نو به مثابه ورژن جدید و به روز جریان سوم‏تیر بسازد. معتقدم ایشان می‏بایست با بهره‏گیری از همه ظرفیت‏ها مدل به روز سوم‏تیر را ارائه کند. از آنجا که مطالبه رهبرانقلاب کاهش نزاع قواست، مسیری جدید در فضای جدال‏های سیاسی کنونی بگشاید و با همان نگاه عقلانی نگاه‏ها را به سمت مطالبات رهبرانقلاب و فرمایشات ایشان به عنوان مرجع اقتباس مسیر حرکتِ امروز و مرجع به روز کردن جریان سوم‏تیر بکشاند.

ایشان با اتکاء به آشنایی‏شان با مقوله علوم‏انسانی می‏بایست حرکتی نو و تحولی جدی در زمینه کرسی‏های آزاداندیشی و نظریه‏پردازی شکل دهد و چون رهبرانقلاب که مدتی است جلساتی را با صاحب‏نظران در حوزه‏های مختلف نظیر عدالت و آزادی و... برگزار کرده‏اند، می‏بایست خود بانی تحولی جدی در این مسیر و داعیه‏دار جلسات نخبگانی عمیق باشد. ایشان باید نخبگان خانه‏نشین شده در این دولت را به میدان عمل بکشاند و نگاهی عمیق‏تر در خصوص پیشرفت و ابعاد مختلف آن را ضمیمه عزم و اراده کنونی برای کار و خدمت نماید.

نظر به اینکه ما با مقوله سبک زندگی به چهارمین گام حرکت، یعنی به مرحله جامعه اسلامی وارد شده‏ایم و اکنون نیاز است دو گام دولت اسلامی و جامعه‏اسلامی همزمان با هم پیگیری شود و پیش‏نیازهای مرحله جامعه اسلامی نیز بسان مرحله دولت اسلامی به یک مطالبه عمومی بدل گردد، ایشان می‏بایست مولد گفتمان انقلابی جدید در این عرصه باشد. گفتمانی که داده‏های جدید را فراگیر و مطالبه عموم و فرد فرد مردم کند. چه آنکه ما معتقدیم بدون جامعه اسلامی تحقق تام و کامل مقوله دولت اسلامی نیز ممکن نخواهد بود. حتی مقوله‏ای به نام اقتصاد اسلامی مبتنی بر نظریات اندیشمندان این رشته و نگاه چهره‏هایی چون شهید صدر در معنای واقعی کلمه‏اش نیازمند تحقق فرهنگ و مختصات دینی در درون جامعه است. مردم ما البته خوبند و یکی از ویژگی‏های مثبت احمدی‏نژاد که در دکتر الهام نیز هست مثبت‏نگری به مردم است اما نیازمند تحولات و مطالباتی جدید نیز هستیم تا یک گام به سمت جامعه آرمانی پیش برویم.

دکتر غلامحسین الهام

دولت دکتر الهام می‏تواند بیش از همه دولتی فرهنگی باشد که البته با بهره‏گیری از ظرفیت‏های کارشناسی کنونی دولت و ظرفیت‏های جریاناتی چون جبهه پایداری و... تحولات اقتصادی و سیاسی و جهانی نیز مورد توجه جدی قرار گیرد. دکتر الهام می‏بایست نواقص دولت در مواجهه با انقلاب‏های منطقه و مواجهه با ظرفیت‏های جهانی را ترمیم کند و سیاست‏های جهانی انقلابی که اقتضای امروز است را تدوین و پیگیری نماید. او می‏تواند با بهره‏گیری از ظرفیت‏های موجود در دولت طرح تحول اقتصادی خصوصا گام‏های ارزشمندی چون هدفمندی یارانه‏ها و تحول در نظام بانکداری را به سرمنزل مقصود برساند. برای برداشتن این گام‏ها بهره بردن از توانمندی‏ها و تجربیات کنونی جزو الزامات عقلایی و قطعی است که دکتر الهام امکان این بهره‏برداری را دارد.

یک نمونه از نقش‏آفرینی دکتر الهام در عرصه سخن و خطابه را ما در همایشی که سال 88 در مصلی برگزار شد و احمدی‏نژاد به سبب ازدحام جمعیت نتوانست به جایگاه سخنرانی برسد را دیدیم. او خروشی مثال‏زدنی دارد و سعید قاسمی‏وار سخن می‏گوید. الهام در صورت لزوم مرد میدان‏های مناظره نیز خواهد بود. سادگی و آرامی و افتادگی‏اش همراه با این ظرفیت انقلابی او جمع اضداد را در او رقم زده است.

می‏دانم که تا کنون ایشان از طرح عنوان کاندیداتوری پرهیز داشته‏اند اما بر این باورم که اصرار به ایشان برای حضور در عرصه انتخابات می‏توان خلأ کنونی در نقش‏آفرینی یک کاندیدای انقلابی واجد معیارهای رهبرانقلاب را پر کند.

مراد ما از عقلانیت انقلابی این است که به جای ژست سیاسی گرفتن و بعد توجیه کردن آن ژست سیاسی و حجت ساختن برای تأیید و تکذیب و تخریب آن کمی بیاندیشیم. حق را ببینیم و خدا را در نظر بگیریم. و آنچه حق است بگوییم.


تاکید مجدد: مطلب فوق، یادداشتی است از محمدمهدی تهرانی که منطق و کلیت و نتیجه آن را قبول دارم و تمام دیدگاه فعلی بنده در قضایای انتخابات است.
  • قاسم بهرامیان

انتخابات یازدهم

نظرات  (۴)

سلام
از اینکه این مطلب رو ارسال فرمودید سپاسگزارم.برداشت بنده از این نوشتار این است که جبهه ی پایداری بنا ندارد با دولت اجماع کند این البته در نطرات آقای دکتر لنکرانی سخنگوی جبهه نیز قابل فهم بود با این اوصاف که میان دولت و جبهه پایداری می گذرد وضعیت گفتمان به مخاطره می افتد.به هر حال نوشته ی خوبی بود اگرچه به صورت موردی با سیاق نوشتار برخی مطالب موافق نباشیم.موفق و منصور باشید همواره
سلام
قسمت اول مطالب رو می پسندم و استفاده از مصحلت و عقلانیت و انصاف را در برخورد با اشخاص و دولت؛
قسمت دوم که شخص اصلح و ایده آل را جناب الهام معرفی نموده اید با شما مخالفم و توان مدیریتی ایشان را در حد ریاست جمهوری نمیدانم
ضمنا در تعاریفی که از ایشان نموده اید و بیان ایشان را سعید قاسمی گونه ذکر کرده اید بیشتر به شوخی و مزاح شبیه است الهام و سعید قاسمی!!!!
البته که جناب سعید جلیلی می آید و اجماع جریان سوم تیر صورت خواهد گرفت انشاالله
  • ابراهیم خدادی
  • سلام همین اینکه در اواخر دولت احمدی نژاد بذیرفتید که اوهماشتباهاتی دارد جای شکرش باقی است .تجربه ای که این حقیر از 34 سال این انقلاب دارم در هر دوره ای جریانات وگروههایی با شعارهایی سر کار میایند بس از مدتی میبینیم با اصل اونشعارها خیلی فاصله دارند . اگه هر فرد وجریان یا گروه را در زمان خودش ببینیم نه بطور مطلق اورا تائید و نه رد کنیم دچار این اشتباهات نمیشویم . اشتباه خیلی ها این بود که برای کوبیدن خاتمی بطور مطلق بسوی احمدی نژاد رفتند وگول شعارها وساده زیستی اورو خوردند والان هم برای اینکه سراغ یکی دیگه بروند چاره رو در این میبینند که احمدی نژاد رو کاملا خراب کنند .
    (البته اینکه ایشان چه ضرباتی به نظام وکل دستاوردهای آن زد رو در آینده ای نزدیک مشخص خواهد شد .)
    عزیزم برای اینکه همه چیز رو مطلق تائید و رد نکنیم بهتر این کار این است که خود را محصور در یک جریان و فکر و گروه نبینیم آزاد بیاندیشیم و براساس مطالعه و برداشت و رهنمودهای بزرگان و صاحب فکر و تجربه تحلیل درست از مسائل کشور داشته باشیم .
    انشاالله موفق باشید.
    سلام
    مطلب مودب و منسجمی بود.
    ایشاللا خدا کمکم کنه سر تصمیمم بمانم و اسیر این جنگهای زرگری نشوم و تن به این نمایش عمومی بامزه که اسمش رو انتخابات گذاشتن ندهم.
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی