یادداشتهای قاسم بهرامیان

یادداشتهای قاسم بهرامیان
دنبال کنندگان ۲ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

کانال شخصی در تلگرام

ارتباط با مدیر وبلاگ در تلگرام

صفحه در اینستاگرام

آخرین نظرات
پیوندها
بایگانی

یکی از دوستان سوالی با مضمون بالا پرسیدند و پاسخی عرض کردم که بهتر دیدم آن را در این وبلاگ قرار دهم.

 

مرجع تقلید، مجتهد جامع الشرایطی است که صلاحیت دارد در همه حوزه های زندگی مقلد چه فردی و چه اجتماعی و چه حکومتی بگوید حکم دین چه چیزی است. اجتهاد هم داشتن اطلاعات بیشتر نیست، بلکه یک نوع تخصص است برای به دست آوردن نظر دین در مسایل مورد نیاز با روشی صحیح، اصولی و با کمترین خطا. وگرنه با خواندن صرف قرآن و تفاسیر و کتب حدیثی کسی مجتهد نمیشود.

 

پس مجتهد به خودی خود میتواند در مسایل حکومتی هم حکم دهد، اما به دلیل به وجود نیامدن هرج و مرج در جامعه، اگر ولی فقیه در جامعه ای حاکم است، تبعیت از دستورات حکومتی او نه تنها برای مقلدین همه  مراجع، بلکه برای خود مجتهدین هم لازم است.

 

این هم که مثلا مجتهدی بگوید رای دادن واجب است، تشخیص اینکه حکم درستی است یا نه با شما نیست. اگر این حکم از دسته دستورات حکومتی باشد و ولی فقیه گفته باشد، شما چه مجتهد باشید و چه مقلد باید تبعیت کنید. اما اگر غیرحکومتی باشد، شما تا وقتی مقلد هستید باید تبعیت کنید. لذا نمیشود به عنوان مقلد برای مرجع خط مشی تعیین کرد و بگوییم لازم نبود شما این حکم را بدهید! چون تخصص و اطلاعمان کافی نیست.

 

اما مثالهایی که شما درباره موسیقی و نقاشی زدید، هر کسی طبق نظر مرجعش عمل میکند و اختصاص به رهبری هم ندارد. مگر در حوزه وضع قوانین که باز هم به دلیل اختلاف نظر بین مراجع، ممکن است نظر ولی فقیه را ملاک قرار دهند.

 

اما یک سوال قابل طرح است: مجتهدی که در حوزه موسیقی تخصص ندارد، چگونه میتواند در این زمینه نظر و حکم دهد؟

 

پاسخ: مجتهد در اکثر موارد تنها حکم کلی را بیان میکند و وارد بحث مصداق نمیشود و تشخیص اینکه این حکم شامل این موضوع و مصداق می شود یا نه بر عهده مقلد است. مثلا او میگوید شراب حرام است، اما تشخیص اینکه مایع مورد نظر شما سرکه هست یا شراب، بر عهده شماست.

 

البته همه موضوعات هم بر عهده مقلد نیست، بلکه در مباحث تخصصی تر انواع موضوعات ذکر میشود و در آنجا بحث میشود که تخشیص کدام وظیفه مجتهد است و کدام بر عهده مقلد.

 

اما یک نکته مهم وجود دارد و آن اینکه هرچه موضوع شناسی یک مجتهد قوی تر باشد، حکمش هم دقیق تر خواهد بود.

مراکزی هم هست که بر روی «موضوع شناسی» متمرکز شده اند، مثل مرکزی تحت مدیریت آقای فلاح زاده، عضو دفتر استفتائات رهبری: http://www.mozooshenasi.ir

 

اما حرف اصلی شما این بود که «تبعیت بی چون و چرا از کسی که معصوم نیست عقلانی نیست. ...و نمیشود به رهبری انتقاد کرد». چند نکته:

 

1- با توضیحات بالا روشن شد که به همان دلیلی که ما از مرجع تقلیدمان تبعیت میکنیم، باید از رهبری تقلید کنیم. حتی اگر مجتهد باشیم هم در احکام حکومتی باید از ولی فقیه تبعیت کنیم.

 

همانطور که من اگر مقلد بودم، نمیتوانم درباره هر حکم مرجع تقلیدم چون و چرا کنم، در بحث رهبری هم همینطور است. در حقیقت این «چون و چرا» در هنگام انتخاب مرجع تقلید دارای صلاحیت و نیز انتخاب ولی فقیه انجام میشود و پس از آن باید مطیع بود. البته اگر طلبه دارای سطح علمی مرتبط بودید میتوانید اگر مرجعتان فرصت داشت بروید درباره یک حکم خاص با او مباحثه علمی کنید(همانطور که درس خارج فقه یا اصول، طلبه ای که پایین نشسته است به استادش یا مرجعش اشکال می کند)، اما تا او مرجع است و شما مقلد، نظر او برای شما حجت و لازم الاتباع است. نمیتوانید به صرف قانع نشدن، بگویید من قبول ندارم و عمل نمیکنم.

 

2- آیا چون مجتهد یا ولی فقیه معصوم نیست، تبعیت ما از او غیرعقلانی است؟

 

پاسخ: در زمان غیبت معصوم علیه السلام ما چاره ای نداریم جز اینکه از غیرمعصوم حکم دین را دریافت کنیم(هم به حکم عقل و هم به حکم روایاتی که از امام زمان عج رسیده است). منتها شرایطی قرار داده شده  تا این دریافت همراه با کمترین خطا باشد. در مورد ولی فقیه هم مجموع شرایطی که در قانون اساسی ذکر شده با هم در نظر گرفته می شود تا کمتر خطا کند. اما اگر همه تلاشش را صرف کرد و باز هم خطا داشت، نه خودش توبیخ میشود و نه مقلدینش. چون از روی حجت کاری را انجام داده است. معروف است که میگویند مجتهدی که نظرش مطابق با واقع باشد و خطا نکرده باشد، دو ثواب می برد و آنکه خطا کرده باشد، یک ثواب می برد، چون به هر حال تلاشش را کرده است.

 

مقام معظم رهبری در جایی می فرمایند:

«امام ماها را توصیه میکردند به این که مغرور نشویم، خودمان را بالاتر از مردم ندانیم، خودمان را بالاتر از انتقاد ندانیم، بی‌عیب ندانیم. همه‌ی مسئولین طراز اول کشور این را از امام شنیده بودند که بایستی آماده باشیم؛ اگر چنانچه از ما عیب گرفتند، نگوئیم ما بالاتر از اینیم که عیب داشته باشیم، بالاتر از اینیم که به ما انتقادی وارد باشد. خود امام هم همین جور بود. ایشان، هم در نوشته‌های خود - بخصوص در اواخر عمر شریفش - هم در اظهارات خود، بارها گفت من در فلان قضیه اشتباه کردم. اقرار کرد به این که در فلان قضیه خطا کرده است؛ این خیلی عظمت لازم دارد. روح یک انسانی باید بزرگ باشد که بتواند یک چنین حرکتی را انجام دهد؛ خودش را منسوب کند به اشتباه و خطا. این معنویت امام بود، این اخلاق امام بود؛ این یکی از ابعاد مهم درس امام به ماست.»(سالگرد رحلت امام-14/3/90)

 

3- درباره انتقاد از رهبری هم نه تنها خود ایشان مانع نشده اند، بلکه تصریح کرده اند که انتقاد از رهبری و مخالفت با نظر کارشناسی رهبری(نه حکم حکومتی) مخالفت با ولی فقیه نیست. اما انتقاد باید به صورتی باشد که تکمیل کننده پازل دشمن نباشد(دیدار با دانشجویان-16/5/91). ضمن اینکه دارند غیرمستقیم در فضای رسانه ای و تریبونها انتقاد میکنند و کسانی که از مواضع رهبری مطلعند کاملا این را میفهمند. به این بخش سخنان رهبری توجه کنید:

 

« اینی هم که گفتند از رهبری انتقاد نمیکنند، شما بروید بگوئید انتقاد کنند. ما که نگفتیم از ما کسی انتقاد نکند؛ ما که حرفی نداریم. من از انتقاد استقبال میکنم. البته انتقاد هم میکنند. دیگر حالا جای توضیحش نیست؛ انتقاد هم هست، فراوان هست، کم هم نیست؛ بنده هم میگیرم، دریافت میکنم و انتقادها را میفهمم.»(دیدار با نخبگان-6/8/88)

 

یک نمونه از این انتقادات را که عماد افروغ در طی یک یادداشتی از رهبری مطرح کرده بودند را من در مطلب زیر تحلیل کرده ام، حتما ببینید:

http://ghbahramian.blog.ir/post/196

 

4- همه بیانات رهبری، حکم حکومتی نیست، ممکن است ارائه نظر در یک زمینه ای باشد. در این موارد دیگران هم میتوانند نظر بدهند و حتی مخالف. اما ممکن است با توجه به احاطه و تسلطی که رهبری دارند، یک جمعی برای نظر رهبری از میان نظرات مختلف اعتبار بالا قائل باشد و آن را مبنای عمل خود یا گروه قرار دهند(تاکید میکنم با حکم حکومتی متفاوت است و مصادیق هرکدام قابل بحث است). به این صحبت  ایشان توجه فرمایید:

 

«گفته شد که بعضیها نظرات کارشناسی میدهند، با نظر رهبری مخالف است، میگویند آقا این ضد ولایت است. من به شما عرض بکنم؛ هیچ نظر کارشناسی‌ای که مخالف با نظر این حقیر باشد، مخالفت با ولایت نیست؛ دیگر از این واضح‌تر؟! نظر کارشناسی، نظر کارشناسی است. کار کارشناسی، کار علمی، کار دقیق به هر نتیجه‌ای که برسد، آن نتیجه برای کسی که آن کار علمی را قبول دارد، معتبر است؛ به هیچ وجه مخالفت با ولایت فقیه و نظام هم نیست. البته گاهی اوقات میشود که این حقیر خودش در یک زمینه‌ای کارشناس است؛ بالاخره ما هم در یک بخشهائی یک مختصر کارشناسی ای داریم؛ این نظر کارشناسی ممکن است در مقابل یک نظر کارشناسی دیگر قرار بگیرد؛ خیلی خوب، دو تا نظر است دیگر؛ کسانی که میخواهند انتخاب کنند، انتخاب کنند. در زمینه‌های فرهنگی، در زمینه‌های آموزشی - در بخشهای مخصوصی - بالاخره ما یک مختصری سررشته داریم، یک قدری کار کردیم؛ این میشود نظر کارشناسی. به هر حال هیچگاه اعلام نظر کارشناسی و نظر علمی، معارضه و مبارزه و مخالفت و اعلام جدائی از رهبری و ولایت و این حرفها به حساب نمیآید و نباید بیاید.»(دیدار با دانشجویان-16/5/91)

 

5- منتها قبول دارم که بعضی ها تحملشان پایین است و به این عده افراد مدام باید مواضع خود رهبری را بازگو کرد تا دچار افراط و تفریط نشوند. منتها آن نکته تکمیل نشدن پازل دشمن را باید همواره در نظر  داشت.

 

خلاصه آنکه بحث نظرات فقهی و احکام حکومتی ولی فقیه با نظرات کارشناسی و ابراز دیدگاه در موضوعات مختلف متفاوت است.

 

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی