قاسم بهرامیان

قاسم بهرامیان
دنبال کنندگان ۲ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

کانال شخصی در تلگرام

ارتباط با مدیر وبلاگ در تلگرام

صفحه در اینستاگرام

آخرین نظرات
پیوندهای روزانه
بایگانی

دوستی با جنس مخالف؛ آری یا خیر؟

پنجشنبه, ۲۱ خرداد ۱۳۹۴، ۱۱:۴۱ ب.ظ

پاسخی به سوال یک دوست


سوال: آیا داشتن دوستی که دختر باشه و فقط یک دوستی معمولی برای درد و دل کردن باشه، اشکال داره؟

 

سلام. جواب سوالی که پرسیده بودی رو در دو بخش میگویم: یکی از جهت حکم شرعی و یکی هم از جهت آثار و پیامدهای این نوع دوستی.

 

1- حکم شرعی و فقهی:

همه مراجع در پاسخ به سوال درباره « ارتباط صمیمى بین دختر و پسر » یا « اظهار دوستى به جنس مخالف در این حد که بگوید من تو را دوست دارم » یا « دوستی سالم یعنی حرف زدن و درد دل کردن با دختر » گفته اند:

«جایز نیست، چون ترس افتادن به گناه وجود دارد.» [۱]


به طور کلی برای ارتباط هر فردی با نامحرم، مانند ارتباط کاری و تحصیلی و ... [بدون رابطه دوستی] یک قاعده کلی وجود دارد و آن اینکه «اگر با قصد لذت و ترس افتادن به حرام باشد، اشکال دارد» و الا با رعایت مسائل شرعی اشکالی ندارد.

اما چون در این دوستی ها غالبا و معمولا و بر طبق تجربه ها این احتمال و ترس وجود دارد که در نهایت به افتادن در گناه برسد، رابطه محبت آمیز و دوستی بین دختر و پسر به هیچ وجه جایز نیست و اشکال دارد.



2- آثار و پیامدهای دوستی با جنس مخالف[۲]

اون چیزی که در ارتباط دوستى با جنس مخالف رد و بدل میشود، یک محبت و عشق ویژه‏ است؛ محبتى که یک همجنس از ارائه اون ناتوان هست. به همین دلیل به سراغ جنس مخالف مى‏ رود! پس این محبت، از نوع جنسیتى است و اگر پیام آرامش، سکون و ... نیز مبادله مى‏ شه، رنگ جنسیتى- نه جنسى- مى‏پذیره.

جنسیتی یعنی اینکه مهم هست که مخاطب در این پیام، از جنس مخالف باشد، نه اینکه حتما حرفهای جنسی بخواهد زده شود.

اظهار محبت به جنس مخالف، آثار زیر رو به دنبال داره:


الف. زیاده ‏طلبى تدریجی

آیةاللَّه سبحانى نقل کرده اند که روزى در محضر آیةاللَّه‏العظمى بروجردى رحمه الله نشسته بودیم که گفتند یکى از پزشکان ترکیه، خواستار ملاقات با مرجع جهان شیعه است. آن پزشک، هدف از ملاقات خود را تقاضاى مقاله‏اى علمى درباره علت و یا علل «تحریم شراب» از نظر فقه شیعه براى ارائه به همایشى در ترکیه عنوان کرد. نماینده همایش، دوست داشت پاسخ سؤال را مستقیماً از آیةاللَّه بروجردى بشنود؛ به همین دلیل سؤال کرد:

چرا اسلام نوشیدن شراب را حرام کرده است؟ آن مرجع بزرگ، در پاسخ به وى گفت:

 

«حقیقت انسان را عقل و قدرت اندیشه و تفکّر وى تشکیل مى‏دهد و اگر عقل نبود، انسان با دیگر موجودات زنده، چه تفاوتى داشت؟ پس در حفظ آن، باید تلاش کرد و باید با آنچه که با این بعد وجودى تعارض و تنافى دارد به مقابله برخاست. یکى از امورى که در تضاد شدید با قوه عقل انسان است، نوشیدن شراب است. بنابراین، چون شراب عقل را از بین مى‏برد و حقیقت انسان به عقل او است، اسلام آن را ممنوع کرده است».

آن پزشک گفت: درست است که نوشیدن زیاد شراب، باعث از بین رفتن قوه تعقّل انسان است؛ ولى اگر کسى به مقدار کمى از این نوع مایعات بنوشد، نمى‏توان گفت چنین تأثیرى را دارد؛ چرا اسلام آن مقدار اندک را نیز

ممنوع کرده، نوشیدن آن را غیرمجاز مى‏داند؟!

آیةاللَّه بروجردى گفت:

«چون انسان کمال طلب است و هرگز به مقدار کم قناعت نمى‏کند، اگر مجاز شمرده شود، بر اساس کمال خواهى‏اش، به تدریج بر خواسته خود مى‏افزاید و چه بسا به جایى مى‏رسد که خودش هم فکرش را نمى‏کرد! به همین جهت است که اسلام از همان ابتدا، حتى مقدار اندک را ممنوع کرده است و به عنوان یک قانون قطعى و دقیق براى تمام افراد- چه با اراده و چه کم اراده- به اجرا گذاشته مى‏شود. این ویژگى (کمال‏طلبى) چون در دیگر ابعاد و زمینه‏ها جارى است، دیگر قوانین و مقررات و دستورات صادره از طرف قانون گذار هستى، نیز چه بسا بر اساس همین نکته شکل گرفته است و آنجا که ممکن است زیاده‏طلبى، باعث حریم شکنى شود و به تدریج در وادى هولناک و خطرات جانى و روحى قرار گیرد، با جدیت و قاطعیت آن را نهى مى‏کند».

اظهار محبت به جنس مخالف، از همین موارد است که با یک سلام و احوال‏پرسى ساده و مختصر و یا به انگیزه اهداف آموزشى و غیره شروع مى‏شود؛ ولى به تدریج نوع رابطه و گفت و گو تغییر یافته، به میزان و کمیت آن نیز افزوده مى‏شود و تا آنجا پیش مى‏رود که تمام انرژى عاطفى خود را مى‏خواهد در همین گفت و گوها و ارتباط هزینه کند و هرگز به همان حداقلى که در روزهاى اول داشته، اکتفا نمى‏کند و بر همین اساس است که از همان آغاز، باید از ایجاد ارتباط عاطفى و مبتنى بر احساسات اجتناب کرد.

بنابراین، براى اظهار محبت به جنس مخالف- چه منشأ سوء تفاهم بشود و چه سوء تفاهمى را به دنبال نداشته باشد- دلیل موجّه و قابل قبولى وجود ندارد. در واقع، اگر هم باعث سوء تفاهم نشود، باعث سوء رفتار مى‏شود و به تدریج افراد در گردونه‏اى وارد مى‏شوند که چه بسا هیچ کدام خواستار آن نبودند! گردونه‏اى که گاهى رهایى از آن، مستلزم هزینه کردن تمام انرژى روانى و جسمانى فرد و قرار گرفتن در بن بست شدید است.

ب. وابستگى

با شکل‏گیرى روابط عاطفى بین دختر و پسر و افزایش تدریجى آن، زمینه وابستگى آنها به یکدیگر و تشدید این وابستگی فراهم مى‏شود. نیاز به محبت ورزیدن و مورد محبت واقع شدن، در دوران جوانى به اوج خود مى‏رسد و به شکل خودکار دختر و پسر در این کانال قرار مى‏گیرند. از این رو علاقه ابتدایى شدت یافته، کم‏کم دو طرف به یکدیگر وابسته مى‏شوند. به حدی که هر کدام از آنها، در تمام اوقات شبانه روز- حتى در کلاس درس- در فکر طرف مقابل است.

همچنین وابستگى مانع گزینش صحیح و دقیق براى شریک آینده زندگى مى‏شود و از آنجا که شخص، به فردى خاص وابسته شده، تمام نیکى‏ها، خوبى‏ها، زیبایى‏ها و ... را در فرد مورد علاقه خود مى‏بیند و دیگر توان مشاهده عیوب احتمالى او را ندارد؛ زیرا از روى علاقه و از پشت عینک وابستگى، به طرف مقابل نگاه مى‏کند؛ نه با نگاهى خریدارانه، نقّادانه و بررسى کننده تا تمام نقاط ضعف و قوّت او را در ترازوى حقیقت بین، مورد دقّت قرار دهد.

از طرف دیگر، اگر کسى بخواهد با فردى، فقط براى مدتى دوست باشد و به او اظهار محبت کند- نه به طور درازمدت- مطمئناً پس از آن مدت، امکان جدایى از یکدیگر، از نظر روانى بسیار سخت و مشکل آفرین است.

معمولًا در چنین مواقع بسیارى از جوانان به افسردگى‏هاى شدید دچار شده، از زندگى ناامید مى‏شوند. آنان احساس مى‏کنند نه راه پیش دارند و نه راه بازگشت؛ زیرا از طرفى مى‏خواهند این ارتباط دوستانه را- که به وابستگى شدید منجر شده- ادامه دهند و از طرف دیگر باور دارند که نمى‏توانند همدیگر را به عنوان شریک زندگى خود انتخاب کنند، یا به به خاطر ویژگى‏هاى شخصى‏شان است و گاهى به خاطر عوامل خانوادگى، اقتصادى و ... (مثل عدم توافق خانواده‏ها و نظیر آن) است.

به همین خاطر دچار تنش شده و در یک بن بست سخت و شدید گرفتار مى‏شوند.

ج. احساس گناه

ممکن است هر فردى در سال‏هاى نخستین زندگى، نسبت به بعضى از دستورات دینى، اطلاع دقیقى نداشته باشد؛ ولى به طور ناخودآگاه و به تدریج، با بسیارى از هنجارهاى اخلاقى و اجتماعى جامعه دینى، آشنا مى‏شود و رفتارهاى خود را با ملاک‏ها و معیارهاى اخلاقى و شرعى مقایسه کرده، آنها را محک مى‏زند و دچار پشیمانى مى‏شود!

و اگر نتواند به درستى از این فضاى روانى خارج شود، احساس گناه مى‏کند و این احساس گناه، منشأ بسیارى از ناراحتی های روحى و روانى مى‏شود.


3- نمونه هایی از رابطه هایی که در ابتدا معمولی بوده است

1- با پسرى دوست هستم که به دلیل نداشتن شرایط مناسب پسر براى ازدواج، نمى‏توانیم با هم ازدواج کنیم و حدود دو سال است که تلفنى با هم ارتباط داریم و شدیدا نیاز جنسى داریم، باید چه کار کنیم؟ البته به طور حضورى هم همدیگر را دیده‏ایم؛ ولى رابطه‏اى نداشته‏ایم. در ضمن مى‏دانم که فرم‏هاى صیغه موقت هم هست، ولى من نمى‏خواهم از این فرم‏ها استفاده کنم و از آبروریزى و یا خبردار شدن خانواده و اطرافیان مى‏ترسم. خواهش مى‏کنم مرا راهنمایى کنید.[۳]

 

2- دخترى نوزده ساله هستم که خصوصیت روحى عجیبم این است که به هیچ کس دل نمى‏بندم؛ حتى به خانواده خودم تا جایى که اگرمدتى آنها را نبینم جاى خالى آنها را احساس نمى‏کنم.

اما از پنج ماه پیش با شخصى آشنا شدم که وجودش به من آرامش مى‏دهد و با حضور او، مى‏توانم روزهاى تلخ زندگى را بهتر سپرى کنم! روزهاى اول حضورش را براى تنوع زندگى جالب مى‏دیدم؛ اما بعد از مدت کوتاهى به او وابسته شدم و هر روز این وابستگى بیشتر از روز قبل مى‏شود در این مدت به همه چیز فکر کرده‏ام: به باهم بودن و جدا شدن از هم؛ اما در این مدت به هیچ نتیجه‏اى نرسیده‏ام! ما نمى‏توانیم با هم ازدواج کنیم؛ چون از اول با هم در این مورد صحبت کرده ایم که شرایط ما براى ازدواج مساعد نیست و هر دو نیز قبول کرده‏ایم. از طرفى فکر جدایى من را هر روز بیشتر عذاب مى‏دهد؛ به هیچ صورت نمى‏توانم خودم را قانع کنم که او را فراموش کنم و این مسئله روى درس‏هاى من اثر منفى‏گذاشته است: ترم قبل اکثر نمره‏هایم را خیلى پایین گرفتم، در این زمینه من را راهنمایى کنید؛ ولى خواهش مى‏کنم حرفى از جدایى نزنید.[۴]






[۱] پرسش ها و پاسخ هاى دانشجویى(دفتر هجدهم)، احکام نگاه و پوشش، نشر معارف، سال 1390، سوال 106.


[۲] محمدرضا احمدى و همکاران، دفتر بیست و پنجم(روابط دختر و پسر) پرسش ها و پاسخ هاى دانشجویى، دفتر نشر معارف - قم، چاپ: هفدهم، 1390، صص 21 تا 35.




  • قاسم بهرامیان

نظرات  (۳)

  • میثم علی زلفی
  • سلام
    خیلی خوب بود
    از آیات 25 نساء (َ آتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ مُحْصَناتٍ غَیْرَ مُسافِحاتٍ وَ لا مُتَّخِذاتِ أَخْدان)
    و 5 مائده (إِذا آتَیْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ مُحْصِنینَ غَیْرَ مُسافِحینَ وَ لا مُتَّخِذی أَخْدان) هم می توانی استفاده کنی
    پاسخ:
    سلام

    ممنون از نظرتان.

    اتفاقا دیدم در مطالبی در این موضوع، از این آیات استفاده شده است، ولی مراجعه به تفاسیر نشان می دهد که منظور از عبارت "متخذات اخدان" در این آیه، روابط نامشروع پنهانی است و نه دوستی دختر و پسر با هم (بدون رسیدن به حد روابط نامشروع)، که موضوع سوال این مطلب هست.
  • میثم علی زلفی
  • به تفاسیر مراجعه شد.
    درست می فرمایید. از تذکر شما تشکر.
  • میثم علی زلفی
  • ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی